الشيخ محمد علي الگرامي القمي
53
مرزها (فارسى)
معادى است كه شخص برگشته همان شخص اولى به حساب آيد ( با بدن مادى يا غير آن ) . . . . « 1 » و يا با مرحوم ملا صدرا قده كه جسمانى بودن معاد را به طور جسم مجدرد معنى كرده و عينيّت وجود اخروى را با اين وجود مادى از باب اين مىداند كه فعليت و تماميت هر چيزى به صورت اوست و صورت و فعليت آن جسم مجرد همين است كه در جهان ماده است ، هر چند ماده فيزيكى اين ، آن جاست ، دانسته و اثبات مواد خاكى اين عالم طبيعت را در جسمانى بودن معاد دخيل ندانسته و همين را منظور از معاد جسمانى اسلام و كلمات قرآن و اخبار و ضرورى دين دانسته است « 2 » بحثى كنيم . و يا ببينيم گفته او عينا « همان اعتقاد عوام » و « عجايز » درباره معاد است يا نه ؟ و يا در زمينه معراج جسمانى كلام علامه طباطبائى دامت بركاته را مورد دقت و بحث و انتقاد قرار دهيم . آن جا كه قدر مسلّم معراج را روحانى مىداند نه جسمانى : « مطلب شايسته گفتار اين است كه اصل معراج مسلّم بوده راه انكار ندارد ، قرآن تصريح كرده و اخبار از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام نيز به طور متواتر رسيده است . ولى در چگونگى معراج ، ظاهر اين آيه قرآن - سوره الاسرا آيه 2 و روايات اسلامى با همه قرائنى كه دارند اين است كه معراج از مسجد الحرام به مسجد اقصى باروح و جسم هر دو بوده است . ولى عروج به آسمانها به طورى كه از آيات سوره « نجم »
--> ( 1 ) - / گوهر مراد ص 453 ( 2 ) - / ص 175 ج 9 اسفار طج و ص 185 به بعد .